اهمیت جمعیت در جنگ جهانی غذا: بهانه ۱۰ میلیاردی برای کنترل جهان (2)

این گزارش با ارائه مستندات اقتصادی و نظامی، «جمعیت» را به عنوان یک مولفه زیرساختی و اساسی برای اقتدار استراتژیک کشورها معرفی می‌کند. مقاله با استناد به نظریات اقتصاددانان برجسته‌ای چون پل ساموئلسون و رابرت سولو، نشان می‌دهد که رشد جمعیت عامل اصلی رشد اقتصادی پایدار است. سپس با بررسی روند دوهزارساله جمعیت جهان، رشد تصاعدی آن در قرن بیستم را به تصویر می‌کشد. در نهایت، این گزارش این ایده را مطرح می‌کند که افزایش جمعیت و «خطر کمبود منابع»، بهانه‌ای است که توسط محافل خاص برای توجیه و پیشبرد برنامه‌های کنترل جمعیت در سطح جهان استفاده می‌شود، در حالی که مشکل اصلی نه کمبود تولید، بلکه توزیع ناعادلانه منابع است.

فهرست مطالب

مقدمه اهمیت جمعیت در جنگ جهانی غذا

در قسمت قبلی پرونده، به این اشاره شد که طی نیم قرن اخیر، آرایش قدرت‌های بزرگ عالم، از متمرکز و اقتدارگرا به منعطف و چندملیتی تغییر یافته است؛ اما یکی از مهمترین بهانه‌های برنامه‌های کاهش جمعیت که توسط افراد خاص پیگیری می‌شود، کمبود منابع در جهان است، و یکی از مهمترین دلایل کمبود منابع را افزایش تصاعدی جمعیت طی قرن اخیر می‌دانند.

البته این افراد و نهادهای خاص هرگز به این حقیقت اشاره نمی‌کنند که بشر، همپای افزایش جمعیت، به سطوحی از «تکنولوژی»، و «توان برنامه‌ریزی» دست یافته که به‌راحتی می‌تواند چند برابر ظرفیت فعلی جمعیت جهان، غذا تولید کند. در این بخش، تحلیلی آماری از جمعیت جهان ارائه خواهیم داد. دعوت می‌کنیم این بخش جذاب را از دست ندهید.

اهمیت جمعیت در جنگ جهانی غذا: بهانه ۱۰ میلیاردی برای کنترل جهان (2)

«جمعیت»؛ مؤلفه‌ی زیرساختی رشد و اقتدار

نه‌تنها برآوردهای داخلی، بلکه شاخص‌های جهانی به‌روشنی حاکی از آن است که میزان جمعیت یک کشور بر حوزه‌های گوناگون اقتدار آن کشور تأثیرات عمیقی دارد. در حوزه نظامی برای سنجش قدرت نظامی یک کشور، مؤلفه‌های گوناگون جمعیتی سنجیده می‌شود.

جمعیت کل [۱]، نیروی در دسترس [۲]، نیروی نظامی مناسب برای خدمت [۳]، نیروی نظامی به سن خدمت رسیده [۴]، نیروی نظامی فعال [۵] و نیروی نظامی رزرو [۶] برخی شاخص‌هایی هستند که برای سنجش آمادگی قوای نظامی هر کشور، مورد سنجش قرار می‌گیرند.

مؤلفه‌های جمعیتی شاخص آمادگی دفاعی کشور

در پایش‌های بین‌المللی مؤلفه‌های متعدد جمعیتی و نسبت‌های آن، به‌عنوان شاخص آمادگی دفاعی یک کشور سنجیده می‌شود.

در حوزه اقتصادی نیز درباره تأثیر عمیق نرخ باروری در اقتصاد هر کشور اتفاق نظر وجود دارد. پل ساموئلسون [۷] در مقاله‌ای به نام «یک مدل دقیق وام مصرفی با یا بدون قرارداد اجتماعی پول» اثبات کرد «نرخ باروری انسانی» بهترین عامل تحرک و تکامل اقتصاد هر کشور است. هنری هارود [۸] – اقتصاددان برجسته «کینز»ی – رشد جمعیت را عامل رشد طبیعی اقتصاد می‌داند.

همچنین مطابق نظر رابرت سولو [۹] اقتصاددان مشهور آمریکایی، افزایش نرخ رشد جمعیت،‌ گرچه «ذخیره سرانه سرمایه» و همچنین «تولید سرانه» کمتری را برای اقتصاد رقم خواهد زد، لیکن «رشد پایا» و «توان اقتصادی بالاتری» را به‌وجود می‌آورد.

ادموند فلپس [۱۰] به رابطه دقیق بین رشد اقتصادی و رشد جمعیت دست یافت که به «قاعده طلایی رشد» [۱۱] مشهور شد. بر اساس این قاعده‌، کارایی نهایی سرمایه، با نرخ رشد جمعیت برابر است. به عبارت دیگر، رشد اقتصادی تابع مستقیم نرخ رشد جمعیت است. این نظریه را اقتصاددانان دیگری مانند موریس اله [۱۲] و جان نیومن [۱۳] نیز تأیید کرده‌اند.

سیمون کوزنتس [۱۴] با بررسی آهنگ رشد درآمد سرانه و آهنگ رشد جمعیت در کشور‌های مختلف، به این نتیجه رسیده که همبستگی معنی‌داری بین کاهش یا افزایش جمعیت با درآمد سرانه وجود ندارد. کنت آرو [۱۵] و همکارانش در سال ۲۰۰۳ اعلام کردند جمعیت شکلی از سرمایه است. بر این اساس، با کنترل جمعیت، رشد اقتصادی کنترل و محدود می‌شود. [۱۶]

در این زمینه انبوهی از نظریات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی وجود دارد، که ذکر آنها روند بحث را به حاشیه خواهید برد. تا اینجا باید بپذیریم که جمعیت، به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اساسی قدرت استراتژیک در مجامع علمی و اجرایی دنیا پذیرفته شده است.

روند دوهزارساله تغییر جمعیت

روند تغییرات جمعیت روی زمین در گذر تاریخ بسیار جالب توجه است. پیش از رخدادهایی مانند انقلاب جنسی [۱۷] و همچنین برنامه‌های کاهش جمعیت در غرب، جمعیت جهان از ابتدای سده بیستم رشدی بی‌سابقه به خود گرفته بود. دلیل اصلی این رشد بی‌سابقه شاید همه‌گیری بهداشت و درمان بوده است؛ اکنون این روند افزایشی به‌دلیل سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی غرب بسیار کند شده است. بیایید نگاهی به روند افزایش جمعیت جهان از ابتدای میلاد مسیح تاکنون بیندازیم.

جمعیت جهان هم‌اکنون از ۷.۶ میلیارد نفر فراتر رفته است. نرخ افزایش سالانه جمعیت، ۱.۰۹ درصد است که با این حساب هر سال حدود ۸۲ میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه می‌شود. چین با بیش از ۱.۴ و هندوستان با ۱.۳۵ میلیارد نفر کشورهای اول و دوم پرجمعیت دنیا هستند و مجموعاً ۳۶ درصد جمعیت جهان را در خود جای داده‌اند، پس از این دو، ایالات متحده با ۳۲۶ میلیون نفر در جایگاه سوم قرار دارد. ایران با حدود ۸۲ میلیون نفر، جایگاه هجدهم را به خود اختصاص داده است.

کشورهای پرجمعیت جهان

۲۰ کشور پرجمعیت جهان در سال ۲۰۱۸

یک موضوع مهم در این زمینه، شرایط افزایش جمعیت جهان در گذر تاریخ است. برآوردها نشان می‌دهد جمعیت جهان در سده‌های اول میلاد مسیح (ع) کمتر از ۲۰۰ میلیون نفر بود. این جمعیت در سال ۱۰۰۰، به حدود ۲۷۰، در سده ۱۵۰۰ به حدود ۴۵۰، و در ابتدای سده ۱۷۰۰ به ۶۰۰ میلیون نفر رسید.

از این زمان با توجه به تحولات فناوری، رشد جمعیت شتاب بیشتری گرفت، چنان‌که طی ۱۵۰ سال پس از آن، در سال ۱۸۵۰، جمعیت جهان دو برابر شده و از مرز ۱.۲ میلیارد نفر گذشته بود. این جمعیت در سال ۱۹۰۰ به ۱.۶ میلیارد نفر رسید.

در قرن بیستم، با توجه به مؤلفه‌های متعددِ بهبود سبک زندگی، رشد جمعیت شتاب مضاعف گرفت، چنان‌که در سال ۱۹۵۰، جمعیت جهان از ۲.۵ میلیارد نفر فراتر رفت. پس از آن، با روندی تصاعدی، در نیمه دوم قرن بیستم، ۳.۵ میلیارد نفر به جمعیت جهان افزوده شد و از مرز ۶ میلیارد نفر گذشت. با روند فعلی پیش‌بینی می‌شود این جمعیت در سال ۲۰۵۰، به حدود ۱۰ میلیارد نفر برسد. نکته قابل تأمل این‌که طی نیم قرن گذشته، نرخ افزایش جمعیت جهان از حدود ۲ درصد به حدود ۱.۱ درصد کاهش داشته است. نمودارهای زیر خلاصه این روند را نشان می‌دهد.

روند افزایش جمعیت جهان

روند افزایش جمعیت جهان در دو هزاره اخیر

کند شدن روند افزایش جمعیت جهان

کند شدن روند افزایش جمعیت جهان

در این میان تراکم جمعیت نیز شایان توجه است. سرانه نفرات بإزای زمین در دسترس، از ۱۹ نفر به ۵۱ نفر در هر کیلومتر مربع افزایش داشته است. [۱۸] تراکم‌ سرزمینی جمعیت دنیا را در نقشه زیر مشاهده می‌کنید.

نقشه تراکم جمعیت جهان

نقشه تراکم جمعیت جهان در سال ۲۰۱۸

ترکیب جمعیتی ادیان در جهان نیز جالب است. بر اساس آخرین مطالعات، در سال ۲۰۱۰ میلادی،‌ از میان حدود ۷ میلیارد جمعیت جهان، ۲.۲ میلیارد نفر مسیحی، ۱.۶ میلیارد نفر مسلمان، ۱.۱ میلیارد بی‌دین، ۱ میلیارد هندو، ۵۰۰ میلیون بودیست، ۴۰۰ میلیون نفر معتقد به ادیان نوظهور، ۵۸ میلیون نفر معتقد به آیین‌های متفرقه، و کمتر از ۱۴ میلیون نفر یهودی بوده‌اند.

نمودار درصد ادیان از جمعیت جهان

نمودار درصد ادیان از جمعیت جهان

روند تصاعدی افزایش جمعیت، و همچنین قحطی‌های ناشی از توزیع نامتوازن غذا در جهان، دست‌مایه تبلیغ روی ایده‌ای شد که کاهش جمعیت جهان را مطرح می‌کرد؛ غافل از این‌که این ایده، در یک پازل بزرگتر و از سوی محافل خاص هدایت می‌شود. در این زمینه مفصلاً خواهیم نوشت.

بخش بعدی پرونده «جنگ جهانی غذا» به این موضوع خواهد پرداخت که ایده «اصلاح نژاد بشر» از کجا ناشی شده است.

نتیجه گیری

آمار و نظریات ارائه شده یک حقیقت روشن را ثابت می‌کند: جمعیت، صرفاً یک عدد نیست، بلکه یک سرمایه استراتژیک و پایه‌ی اصلی قدرت اقتصادی و نظامی ملت‌هاست. روند تصاعدی رشد جمعیت در قرن بیستم، با وجود اینکه یک فرصت برای پیشرفت بشر بود، توسط زرسالاران جهانی به یک «تهدید» تبدیل شد. این تهدیدنمایی، بهانه‌ی ایدئولوژیک لازم را برای توجیه پروژه‌های کنترل جمعیت فراهم کرد. درک اهمیت جمعیت در جنگ جهانی غذا اولین گام برای فهم این است که چرا «اصلاح نژاد بشر» و کنترل زاد و ولد، به یکی از محورهای اصلی برنامه‌های پنهان این محافل در قرن بیست و یکم تبدیل شده است.

 

مطالعه بخش بعدی گزارش: نظریه اصلاح نژاد بشر: طرحی از سال 1869 برای کنترل نسل (3)

مطالعه بخش قبلی گزارش: آرایش قدرت زرسالاران: 4 دوران گذار تا حکومت جهانی (1)

پی‌نوشت‌ها:

[۱] Total Populations
[۲] Available Manpower
[۳] Manpower Fit-for-Service
[۴] Manpower Reaching Military Age Annually
[۵] Active Military Manpower
[۶] Active Reserve Military Manpower
[۷] Paul Anthony Samuelson (15 May 1915 – ۱۳ December 2009)

برنده نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۰ میلادی

[۸] Henry Roy Forbes Harrod (13 February 1900 – ۸ March 1978)
[۹] Robert Merton Solow (born August 23, 1924)

برنده نوبل اقتصاد در سال ۱۹۸۷ میلادی

[۱۰] Edmund Strother Phelps, (born July 26, 1933)

عضو برجسته انجمن اقتصاد آمریکا و برنده‌ جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۶

[۱۱] Golden Rule Of Accumulation
[۱۲] Maurice Félix Charles Allais (31 May 1911 – ۹ October 2010)
[۱۳] John von Neumann (December 28, 1903 – February 8, 1957)
[۱۴] Simon Smith Kuznets (April 30, 1901 – July 8, 1985)

اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه‌ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۱

[۱۵] Kenneth Joseph “Ken” Arrow (23 August 1921 – ۲۱ February 2017)

اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه‌ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۱

[۱۶] صالحی، نورالله، تأثیر جمعیت بر اقتصاد، تارنمای دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، رؤیت: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، دسترسی در:

http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=24600

[۱۷] Sexual Revolution or Sexual Liberation (1960 – ۱۹۸۰)

[۱۸] تأکید می‌شود برخلاف ادعاها و تبلیغات پرحجم فرقه‌های آخرالزمانی و همچنین سوگیری سازمان‌های جهانی، با توجه به تحول و ارتقاء ابزارهای دانشی و بهره‌وری در تولید غذا، این افزایش سرانه جمعیت، هرگز به معنی قحطی و کمبود منابع نیست.

👇🏼سوالات و نظرات شما😉

3 1 رای
امتیازدهی به مقاله
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سبد خرید
  • No products in the cart.
0